- تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 15:42
☺ فریبای متفاوت با همه اون سال ها .
آنقدر نیامدی - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 7:23
جنگ جهانی اول است . دیگر نه از کافه های منظریه خبریست نه از سینما انقلاب نه از جنگلهای دیلمان.. تو نیستی من کنار پنجره به انتظار کبوترت برای گرفتن نامه ات نشسته ام . فعل ها به عقب رفته اند. آنقدر نیامدی ، که حالا جنگ جهانی اول است. فریبا
خانه پدری - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 7:23
ماشین سالدیده وپیر بابا را که فروخت ما ماندیم واین خانه . آنقدر با پاهایم محکم توی خانه کوبیدم وایستادم که بماند برایمان . که مشت هایم فقط به دیوار ها رسید وصدایم به هیچ جا. انگار همه خانه های پدری ساخته می شوند که یک روز با بی رحمی یک نفر فراموش شوند کهنه شوند وبمیرند. زور من به این تقدیر نرسید . ت...
انتظار آدم ها را عوض می کند - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 7:23
من را خجالت زده روزهایم نکن خجالت زده قاب پنجره چارچوب چوب در شمع های امامزاده گیس های سپیدم وکلاغ ها تو اگر بیایی آن ها بی من چه کنند ؟ تو نیا
چرا نمی مانند؟ - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 7:23
حزب بادند کفش های تو ﺍﭘﻮﺭﺳﯿﻮﻧﯿﺴﺖهای لعنتی فقط رفتن را بلدند. چرا یک بار نمی آیند ؟

برچسب‌های مرتبط

آنقدر نیامدی | خانه پدری | خانه پدری شعر | خانه پدری کجاست | خانه پدری فیلم کامل | خانه پدری فیلم کامل دانلود | خانه پدری نوری زاده | خانه پدری خوانسار | خانه پدری فیلم | خانه پدری یزد